فریاد روز ها


ممکن است دل یا عقل و اندیشه را هوس تجرد باشد، اما تجرد، به دوری از دیگران است یا به دوری از خود؟

آیا تجرد به کناره گیری از خودیهاست یا خودیتها؟

نه خوابمان توان گرفت، که پلکهامان بر هم هشته نیست، و حس بیناییمان تا همین حدود دانستنیهای حسی در کار است، و نه بیدارمان توان خواند، که خاصیت بیداران هرگز در ما نیست. از نظر فیزیولوژی بیداریم، و لیکن از خوابان مستِ خوابِ نوشین دست کمی نداریم.

آناتول فرانس می گوید:

یکی از سلاطین مشرق از فرزانگان دربار خواست که تاریخ عالم را برای وی در ده هزار جلد بنویسیند. چون نوشتند، دستور داد که ده هزار جلد را در هزار جلد خلاصه کنند و چنین کردند.

ولی مجددا فرمان داد که هزار جلد را در صد جلد بگنجانند. این نیز صورت پذیرفت. لیکن باز به حکم او صد جلد به ده جلد و ده جلد به یک جلد، و یک جلد به یک سطر، تبدیل شد، آن سطر چنین بود: به دنیا آمدند، رنج کشیدند، مردند.

من آقای محمد رضا حکیمی را با کتاب الحیاة ایشان می شناختم البته فرصت نکردم بخوانم ولی مطالبی پیرامون کتاب ایشان خوانده بودم.

این کتاب را به طور اتفاقی و به جهت اینکه کم حجم بود و می شد در بین کتاب های خودم قرارش بدم انتخاب کردم و خواندم. کتاب آهنگینی بود و از قطعات ادبی بسیاری از ادیبان جهان استفاده کرده بود. خواندنش ارزش داشت البته در ابتدا نویسنده میگه که من ویرایش این کتاب را به جهت سختی انجام ندادن فقط اگر کتاب را می خوانید بدانید که در سا 57 هستید.


John Keating ۰ نظر لایک ۰
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
گفتگوی آزاد با ژان پیاژه
اداراکات اعتباری علامه طباطبایی و فلسفه فرهنگ
گفتار هایی در فلسفه و فلسفه تربیت
چهل نامه برای همسرم
هاروارد مک دونالد
کلود ولگرد
فریاد روز ها
بازگشت از شوروی
نوشتن
جاناتان مرغ دریایی
آرشیو مطالب
آبان ۱۳۹۷ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
پیوند ها
عیدانه
بیولوژَک
چوگویک
صالحه +
دارالمجانین
‌پنجره می‌چکد
Inside Monster
تراکم اندیشه‌ها
مرز های مشترک
دختری از نسل حوا
در دیار نیلگون خواب
روزهای رنگی ارکیده
نیمه سیب سقراطی
کمی تا قسمتی بنفش
گوشه – از گوشه‌ و کنار
رنگی رنگی - زندگی شاد
من از آن روز که در بند توام آزادم
گردالی - ماجراجویی های روزانه -
دفترچه شخصی سید محمد امین هاشمی
سِرِه
چارلی!
کاکتوس
کافه کافکا
سخن‌سرا
رادیو بلاگیها
Neo's Text
یه خورده من
فیشــــــنگار
تانزانیای خالی
خرمالوی سیاه
بیمارستان دریایی
روزنوشت های دکتر
آشتی با دیونیسوس
دو کلمه حرف حساب
رویا های کنسرو شده
بازتابِ نفسِ صبحدمان
درباره عواطف یک نقاش
حرفهایی از جنس دیوانگی
بلاستوسیستی در حال تکوین
قلم بافی های یک نیکولای آبی
از یادداشت های خانم پاپن هایم
در گلوی من ابر کوچکی ست ...
در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!
پلاکت
یک آشنا
دلشــرم
شباهنگ
باوند بهپور
در انتظار گودو
یک لیوان چای داغ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان