سفر به آمریکا



توی سینما خیلی سرد بود و صف بلند بود و باران هم می گرفت، ولی الخاص زرنگی کرد و خارج از نوبت، با ایرانی بازی، بلیت گرفت و بعد توی سینما که بودیم، جوانکی بلند شد و ...

من و الخاص و آدری خواب بود و آمدیم پای قهوه خانه­شان به صبحانه خوردن و گپ زدن و ترجمه های او را از اشعار نیما و فروغ و شاملو و آزاد دیدن و از این قبیل قزعبلات ...

و این است حالِ خود من. حالا از بغل دختر ها می گذرم عین سنگ. در حالی که اول این طور نبود. از بغل هر کدام که می گذشتم، عین یک آنتن. و منتظر وصول خبری یا علامتی یا کسب رمزی و پیامی. و حالا که فهمیده ام به جست و جوی «چه» هستند و چون من در مقوله آن «چه» نیستم،... خلاص.

در آمریکا، بیشتر تر از نظر اقتصادی مردم بیمارند یا می شوند. چون به محض این که احساس کنند نمی توانند روی مبل بهتر بنشینند، یا در خانه وسیع تر و زندگی مرفه تر، بیمار می شوند... والخ.

این بخشی از متن کتاب سفر به آمریکا جلال است که مدت بسیاری چاپ نشده بود و بنده هم هیچ اطلاعی از آن نداشتم تا اینکه در گودریدز چشمم به آن افتاد و از کتابخانه محل گرفتم.

واقعا کتاب جالبی هست و جلال هم خیلی خواندنی می نویسد و واقعا هم زهر دار و نیش دار قلم می زند حقیقتش نیازی نیست که من زیاد در مورد کتاب بنویسم چرا که خود مصطفی زمانی نیا که کتاب را جمع کرده، در ابتدای کتاب توضیح مفصلی در مورد خود جلال و نگارش و کتاب داده، و توصیه می کنم که این کتاب را بخوانید.



John Keating ۰ نظر لایک ۰
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
گفتگوی آزاد با ژان پیاژه
اداراکات اعتباری علامه طباطبایی و فلسفه فرهنگ
گفتار هایی در فلسفه و فلسفه تربیت
چهل نامه برای همسرم
هاروارد مک دونالد
کلود ولگرد
فریاد روز ها
بازگشت از شوروی
نوشتن
جاناتان مرغ دریایی
آرشیو مطالب
آبان ۱۳۹۷ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
پیوند ها
عیدانه
بیولوژَک
چوگویک
صالحه +
دارالمجانین
‌پنجره می‌چکد
Inside Monster
تراکم اندیشه‌ها
مرز های مشترک
دختری از نسل حوا
در دیار نیلگون خواب
روزهای رنگی ارکیده
نیمه سیب سقراطی
کمی تا قسمتی بنفش
گوشه – از گوشه‌ و کنار
رنگی رنگی - زندگی شاد
من از آن روز که در بند توام آزادم
گردالی - ماجراجویی های روزانه -
دفترچه شخصی سید محمد امین هاشمی
سِرِه
چارلی!
کاکتوس
کافه کافکا
سخن‌سرا
رادیو بلاگیها
Neo's Text
یه خورده من
فیشــــــنگار
تانزانیای خالی
خرمالوی سیاه
بیمارستان دریایی
روزنوشت های دکتر
آشتی با دیونیسوس
دو کلمه حرف حساب
رویا های کنسرو شده
بازتابِ نفسِ صبحدمان
درباره عواطف یک نقاش
حرفهایی از جنس دیوانگی
بلاستوسیستی در حال تکوین
قلم بافی های یک نیکولای آبی
از یادداشت های خانم پاپن هایم
در گلوی من ابر کوچکی ست ...
در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!
پلاکت
یک آشنا
دلشــرم
شباهنگ
باوند بهپور
در انتظار گودو
یک لیوان چای داغ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان