چهل نامه برای همسرم



کتاب چهل نامه برای هسمرم را جندین بار اسمش را شنیده بودم تا اینکه بالاخره از کتابخانه گرفتمش البته به طور اتفاقی. اول گفتم که مطمئنا چندان لذتی از خواندنش نخواهم برد چون که بالاخره در حال و هوای نویسنده نیستم و درکش نخواهم کرد ولی با خواندنش نظرم عوض شد یعنی آقای نادر ابراهیمی مسائلی را مطرح می کرد که در هر خانواده ای پیش میاد و آدم با خواندش یک جور حالت تدعی براش رخ می دهد.

 حرف هاش هم در بسیاری از موارد از اندیشه عمیق خبر می داد مثل هدف زندگی و هدف اجتماع و از این جور حرف ها ...

نامه ها غالبا کوتاه بودند و خواندنشان هم سر راست یعنی راحت می توانستی یک نفس بخوانیشان. به قول معروف کتابی بود که در بین خواندن کتاب های پر حجم و تخصصی، قابل خواندن است.

John Keating لایک ۰

نظرات  (۱)

هیوا جعفری
کتابهاتونو نظراتتون درموردشونو دوست داشتم. همه پستاتونو خوندم و لذت بردم و میرم دنبال کتابها. ممنونم ازتون موفق باشید

ممنون از شما
موفق و موید باشید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
گفتگوی آزاد با ژان پیاژه
اداراکات اعتباری علامه طباطبایی و فلسفه فرهنگ
گفتار هایی در فلسفه و فلسفه تربیت
چهل نامه برای همسرم
هاروارد مک دونالد
کلود ولگرد
فریاد روز ها
بازگشت از شوروی
نوشتن
جاناتان مرغ دریایی
آرشیو مطالب
آبان ۱۳۹۷ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
پیوند ها
عیدانه
بیولوژَک
چوگویک
صالحه +
دارالمجانین
‌پنجره می‌چکد
Inside Monster
تراکم اندیشه‌ها
مرز های مشترک
دختری از نسل حوا
در دیار نیلگون خواب
روزهای رنگی ارکیده
نیمه سیب سقراطی
کمی تا قسمتی بنفش
گوشه – از گوشه‌ و کنار
رنگی رنگی - زندگی شاد
من از آن روز که در بند توام آزادم
گردالی - ماجراجویی های روزانه -
دفترچه شخصی سید محمد امین هاشمی
سِرِه
چارلی!
کاکتوس
کافه کافکا
سخن‌سرا
رادیو بلاگیها
Neo's Text
یه خورده من
فیشــــــنگار
تانزانیای خالی
خرمالوی سیاه
بیمارستان دریایی
روزنوشت های دکتر
آشتی با دیونیسوس
دو کلمه حرف حساب
رویا های کنسرو شده
بازتابِ نفسِ صبحدمان
درباره عواطف یک نقاش
حرفهایی از جنس دیوانگی
بلاستوسیستی در حال تکوین
قلم بافی های یک نیکولای آبی
از یادداشت های خانم پاپن هایم
در گلوی من ابر کوچکی ست ...
در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!
پلاکت
یک آشنا
دلشــرم
شباهنگ
باوند بهپور
در انتظار گودو
یک لیوان چای داغ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان