نوشتن


چند لحظه پیش داشتم مطلب دوست عزیز فیش نگار را می خواندم در مورد نوشتن و اینکه نباید بعد از خالی کردن خودمان با نوشتن دست به حذف مطالب بزنیم.

http://fiish.blog.ir/post/763

البته خود مطلب به مطلب دیگری لینک شده بود که در مورد دلی نوشتن بود و عدم خود سانسوری.

خیلی برام جالب بود چند وقت پیش سفر آمریکا جلال را می خواندم که واقعا لذت بردم خیلی راحت می نوشت در مورد همه چیز می نوشت در مورد درد رفتن با خانم ها در مورد مشکل پایین تنش در مورد خیلی چیز ها ...

واقعا همین الان که می خواهم بگم میگم نه بده.

حالا اینکه در مورد کس دیگری هست در مورد خودم وضع بدتره و همش خودسانسوری می کنم.

به نظرم اگر کسی خودش باشد و فقط بنویسد حرف دلش را همه خودش راحت می شود هم دیگران از نوشته هاش لذت می برند البته باید قید خیلی چیز ها را بزنه دیگه هی نگه در مورد من چی میگن.

البته دور کردن همین فکر خیلی سخته در وبلاگ هم خیلی افراد مثل خودم سعی می کنند پشت یک اسم دیگه پنهان بشوند.

ولی خیلی خوبه آدم خودش باشه.


John Keating لایک ۰

نظرات  (۰)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
گفتگوی آزاد با ژان پیاژه
اداراکات اعتباری علامه طباطبایی و فلسفه فرهنگ
گفتار هایی در فلسفه و فلسفه تربیت
چهل نامه برای همسرم
هاروارد مک دونالد
کلود ولگرد
فریاد روز ها
بازگشت از شوروی
نوشتن
جاناتان مرغ دریایی
آرشیو مطالب
آبان ۱۳۹۷ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
پیوند ها
عیدانه
بیولوژَک
چوگویک
صالحه +
دارالمجانین
‌پنجره می‌چکد
Inside Monster
تراکم اندیشه‌ها
مرز های مشترک
دختری از نسل حوا
در دیار نیلگون خواب
روزهای رنگی ارکیده
نیمه سیب سقراطی
کمی تا قسمتی بنفش
گوشه – از گوشه‌ و کنار
رنگی رنگی - زندگی شاد
من از آن روز که در بند توام آزادم
گردالی - ماجراجویی های روزانه -
دفترچه شخصی سید محمد امین هاشمی
سِرِه
چارلی!
کاکتوس
کافه کافکا
سخن‌سرا
رادیو بلاگیها
Neo's Text
یه خورده من
فیشــــــنگار
تانزانیای خالی
خرمالوی سیاه
بیمارستان دریایی
روزنوشت های دکتر
آشتی با دیونیسوس
دو کلمه حرف حساب
رویا های کنسرو شده
بازتابِ نفسِ صبحدمان
درباره عواطف یک نقاش
حرفهایی از جنس دیوانگی
بلاستوسیستی در حال تکوین
قلم بافی های یک نیکولای آبی
از یادداشت های خانم پاپن هایم
در گلوی من ابر کوچکی ست ...
در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!
پلاکت
یک آشنا
دلشــرم
شباهنگ
باوند بهپور
در انتظار گودو
یک لیوان چای داغ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان