دکتر محمد علی مجتهدی گیلانی






دکتر مجتهدی گیلانی در جلد 16 خاطرات تاریخ شفاهی هاروارد می گفتند که: من به ریاست دانشگاه شیراز، ریاست دانشگاه آریا مهر و به ریاست دانشگاه ملی افتخار نمی کنم آنچنان که به مدیریت دبیرستان البرز افتخار می کنم.

واقعا وقتی زندگی چنین افرادی را می خوانی غرق لذت میشی که چطور تلاش کردند و عاشقانه در خدمت پرورش جوانان بودند و از طرف دیگر این چنین افرادی مدیر مدرسه بودند. دکتر مجتهدی با این رزومه علمی و سوابق مدیر دبیرستان بود و چه کسانی را پرورش داد از جمله آنها برادران چمران.

اینطور افراد بودند که می توانند چنین افرادی را پرورش بدهند. شایستگی دارند و در تصمیم گیری فقط به فکر رشد و پیشرفت افراد هستند و اهل سیاست بازی هم نیستند. کار خودشان را می کنند و وابستگی هم به پست خودشان ندارند.

بار ها استاد اشاره می کند که وقتی می خواستند کاری بر خلاف مصلحت دبیرستان یا دانشگاه بکنند جلوی آنها می ایستاده حتی به قیمت از دست دادن پست ولی پستش را هم از دست نمی داده چون آنها می دانستند که ایشان درست میگند و در کارشان حرف و حدیثی  نیست.

John Keating لایک ۰

نظرات  (۰)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
گفتگوی آزاد با ژان پیاژه
اداراکات اعتباری علامه طباطبایی و فلسفه فرهنگ
گفتار هایی در فلسفه و فلسفه تربیت
چهل نامه برای همسرم
هاروارد مک دونالد
کلود ولگرد
فریاد روز ها
بازگشت از شوروی
نوشتن
جاناتان مرغ دریایی
آرشیو مطالب
آبان ۱۳۹۷ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
پیوند ها
عیدانه
بیولوژَک
چوگویک
صالحه +
دارالمجانین
‌پنجره می‌چکد
Inside Monster
تراکم اندیشه‌ها
مرز های مشترک
دختری از نسل حوا
در دیار نیلگون خواب
روزهای رنگی ارکیده
نیمه سیب سقراطی
کمی تا قسمتی بنفش
گوشه – از گوشه‌ و کنار
رنگی رنگی - زندگی شاد
من از آن روز که در بند توام آزادم
گردالی - ماجراجویی های روزانه -
دفترچه شخصی سید محمد امین هاشمی
سِرِه
چارلی!
کاکتوس
کافه کافکا
سخن‌سرا
رادیو بلاگیها
Neo's Text
یه خورده من
فیشــــــنگار
تانزانیای خالی
خرمالوی سیاه
بیمارستان دریایی
روزنوشت های دکتر
آشتی با دیونیسوس
دو کلمه حرف حساب
رویا های کنسرو شده
بازتابِ نفسِ صبحدمان
درباره عواطف یک نقاش
حرفهایی از جنس دیوانگی
بلاستوسیستی در حال تکوین
قلم بافی های یک نیکولای آبی
از یادداشت های خانم پاپن هایم
در گلوی من ابر کوچکی ست ...
در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!
پلاکت
یک آشنا
دلشــرم
شباهنگ
باوند بهپور
در انتظار گودو
یک لیوان چای داغ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان