انجمن ادبی مردگان

امان از دنیا یا انسان

يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۵۴ ب.ظ



چند وقتیه درگیر کاری هستم، به هر کس و ناکسی رو انداختم. واقعا خودم نمی دانم این کاری که در تلاش برای آن هستم، ارزش دارد یا ندارد. شدیدا خسته و کوفته ام، اصلا هم حوصله ندارم.

حالا برای خودم مسئله است که من جاه طلب ام یا اینکه به دنبال موفقیت هستم و سعی در رشد خودم دارم.

از طرف دیگه در راه رسیدن به این هدف خیلی خودم را از بین بردم و شخصیت خودم را خرد کردم.

تازه بعد از این مسئله به خودم میگم اگر به موفقیت برسم روزی نمی رسد که برای خالی کردن عقده خودم، حال همه را بگیرم (البته اگر توانش را داشته باشم).

الان به خودم میگم کاش اصلا رنگ این شهر و تمدن را نمی دیدم. مثل یک جنگلی بدون اطلاع از چیزی زندگی می کردم البته میدانم مرد آنه که بتواند در مقابل سختی ها سر خم نکند.

سعدی می فرمایند:

من آن مورم که در پایم بمالند

نه زنبورم که از دستم بنالند

کجا خود شکر این نعمت گزارم

که زور مردم آزاری ندارم

البته بیت ربطی ندارد ولی مضمومنش را می شود ارتباط داد همانطور که میگه چون نیش ندارم نمی توانم نیش بزنم پس خدا را شکر حالا انسان هم باید خدا را شکر کند که وارد این زندگی نشود وگر نه آلوده می شود.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۸
John Keating

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی