امان از دنیا یا انسان



چند وقتیه درگیر کاری هستم، به هر کس و ناکسی رو انداختم. واقعا خودم نمی دانم این کاری که در تلاش برای آن هستم، ارزش دارد یا ندارد. شدیدا خسته و کوفته ام، اصلا هم حوصله ندارم.

حالا برای خودم مسئله است که من جاه طلب ام یا اینکه به دنبال موفقیت هستم و سعی در رشد خودم دارم.

از طرف دیگه در راه رسیدن به این هدف خیلی خودم را از بین بردم و شخصیت خودم را خرد کردم.

تازه بعد از این مسئله به خودم میگم اگر به موفقیت برسم روزی نمی رسد که برای خالی کردن عقده خودم، حال همه را بگیرم (البته اگر توانش را داشته باشم).

الان به خودم میگم کاش اصلا رنگ این شهر و تمدن را نمی دیدم. مثل یک جنگلی بدون اطلاع از چیزی زندگی می کردم البته میدانم مرد آنه که بتواند در مقابل سختی ها سر خم نکند.

سعدی می فرمایند:

من آن مورم که در پایم بمالند

نه زنبورم که از دستم بنالند

کجا خود شکر این نعمت گزارم

که زور مردم آزاری ندارم

البته بیت ربطی ندارد ولی مضمومنش را می شود ارتباط داد همانطور که میگه چون نیش ندارم نمی توانم نیش بزنم پس خدا را شکر حالا انسان هم باید خدا را شکر کند که وارد این زندگی نشود وگر نه آلوده می شود.

John Keating لایک ۰

نظرات  (۰)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
گفتگوی آزاد با ژان پیاژه
اداراکات اعتباری علامه طباطبایی و فلسفه فرهنگ
گفتار هایی در فلسفه و فلسفه تربیت
چهل نامه برای همسرم
هاروارد مک دونالد
کلود ولگرد
فریاد روز ها
بازگشت از شوروی
نوشتن
جاناتان مرغ دریایی
آرشیو مطالب
آبان ۱۳۹۷ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
پیوند ها
عیدانه
بیولوژَک
چوگویک
صالحه +
دارالمجانین
‌پنجره می‌چکد
Inside Monster
تراکم اندیشه‌ها
مرز های مشترک
دختری از نسل حوا
در دیار نیلگون خواب
روزهای رنگی ارکیده
نیمه سیب سقراطی
کمی تا قسمتی بنفش
گوشه – از گوشه‌ و کنار
رنگی رنگی - زندگی شاد
من از آن روز که در بند توام آزادم
گردالی - ماجراجویی های روزانه -
دفترچه شخصی سید محمد امین هاشمی
سِرِه
چارلی!
کاکتوس
کافه کافکا
سخن‌سرا
رادیو بلاگیها
Neo's Text
یه خورده من
فیشــــــنگار
تانزانیای خالی
خرمالوی سیاه
بیمارستان دریایی
روزنوشت های دکتر
آشتی با دیونیسوس
دو کلمه حرف حساب
رویا های کنسرو شده
بازتابِ نفسِ صبحدمان
درباره عواطف یک نقاش
حرفهایی از جنس دیوانگی
بلاستوسیستی در حال تکوین
قلم بافی های یک نیکولای آبی
از یادداشت های خانم پاپن هایم
در گلوی من ابر کوچکی ست ...
در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!
پلاکت
یک آشنا
دلشــرم
شباهنگ
باوند بهپور
در انتظار گودو
یک لیوان چای داغ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان