کار




http://hessamous.blogfa.com/post/49

اول این مطلب خواندنی را مطالعه بفرمایید.

بعد بریم سراغ اصل مطلب. کار، واقعا چیه؟

من اغلب اوقات برای فرار از مشکلات به آن پناه میبرم. حتی روز های جمعه هم میگم کاش می شد برم سر کار. اگر بخواهم حیقیت را بگم عاشقش نیستم ولی چون بخشی از زندگیمه سعی می کنم با آن کنار بیام.

این روز ها خیلی از افراد از روی علاقه شغل خودشان را انتخاب نمی کنند، من کاری با کشور های دیگر ندارم ولی در کشور ما که وضعیت اشتغال خوب نیست افراد فقط دنبال یک شغل ثابت هستند همین و بس. همین چند وقت که موقع انتخاب رشته است احساس کردم که چقدر تمایل به معلم شدن زیاد شده، ولی واقعا این تعداد علاقه مند هم هستند چرا که آدم ها در جامعه زندگی می کنند و در جامعه ما شغل معلمی از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار نیست و حقوق مکفی هم ندارد ولی جوان ها به آن رو آوردند.

همین بحث بورسیه جای بحث دارد از یک طرف خوبه که فرد از امنیت روانی برخوردار می شود از طرف دیگر بده چون که باعث می شود فرد با دریافت این حس تلاش خودش را کم کنه و بگه من که دیگر وارد شدم و تمام. (البته نه همه افراد)

در کل در وضعیت خوبی نیستیم چون که پا روی علاقه گذاشتیم و به دنبال راهی برای ادامه حیات هستیم.

یکی از دوستان که فرصت مطالعاتی خودش را در فنلاند و در زمینه برنامه درسی می گذارند می گفت که رشته اصلی مورد علاقه جوانان در فنلاند آشپزی هست. برای خودم جای تعجب بود که چطور افراد به دنبال این شغل می روند.

یک مصاحبه ای هم دیدم به مستند سازه می گفت که شما کار کردید میگفت نه من تو عمرم کار نکردم بلکه تمام عمر زندگی کردم تمام لحظات فیلمبرداری لذت بردم و کیف کردم.

خیلی مهمه که آدم از کارش لذت ببره البته منظورم عدم وجود سختی نیست بلکه کار با عشقه.


John Keating لایک ۰

نظرات  (۰)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
گفتگوی آزاد با ژان پیاژه
اداراکات اعتباری علامه طباطبایی و فلسفه فرهنگ
گفتار هایی در فلسفه و فلسفه تربیت
چهل نامه برای همسرم
هاروارد مک دونالد
کلود ولگرد
فریاد روز ها
بازگشت از شوروی
نوشتن
جاناتان مرغ دریایی
آرشیو مطالب
آبان ۱۳۹۷ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
پیوند ها
عیدانه
بیولوژَک
چوگویک
صالحه +
دارالمجانین
‌پنجره می‌چکد
Inside Monster
تراکم اندیشه‌ها
مرز های مشترک
دختری از نسل حوا
در دیار نیلگون خواب
روزهای رنگی ارکیده
نیمه سیب سقراطی
کمی تا قسمتی بنفش
گوشه – از گوشه‌ و کنار
رنگی رنگی - زندگی شاد
من از آن روز که در بند توام آزادم
گردالی - ماجراجویی های روزانه -
دفترچه شخصی سید محمد امین هاشمی
سِرِه
چارلی!
کاکتوس
کافه کافکا
سخن‌سرا
رادیو بلاگیها
Neo's Text
یه خورده من
فیشــــــنگار
تانزانیای خالی
خرمالوی سیاه
بیمارستان دریایی
روزنوشت های دکتر
آشتی با دیونیسوس
دو کلمه حرف حساب
رویا های کنسرو شده
بازتابِ نفسِ صبحدمان
درباره عواطف یک نقاش
حرفهایی از جنس دیوانگی
بلاستوسیستی در حال تکوین
قلم بافی های یک نیکولای آبی
از یادداشت های خانم پاپن هایم
در گلوی من ابر کوچکی ست ...
در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!
پلاکت
یک آشنا
دلشــرم
شباهنگ
باوند بهپور
در انتظار گودو
یک لیوان چای داغ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان