انجمن ادبی مردگان

مهپاره

پنجشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۵۴ ب.ظ



شاهزاده ای بود که به هیچ عنوان قصد ازدواج نداشت بالاخره با دیدن تصویر شاهزاده خانمی حالش خراب می شود و میگه من باید با این شاهزاده خانم ازدواج کنم. از قضا این شاهزاده خانم برای ازدواج شرطی داشته که آنهم طرح یک معما بوده، معمایی که او نتونه پاسخ بدهد.

با گفتن این مطالب کسی چیزی از داستان را از دست نداده و می توان داستان را بدون ترس از لو رفتگی بخواند.

چراکه اصل داستان همین معماها هستند که به زیبایی بیان می شوند. معماهایی که واقعا لذت بخش هستند و هر کسی با خواندن آنها غرق لذت می شود. همین چند وقت پیش از یکی از دوستان وبلاگی شنیدم که می گفت واقعا برخی از داستان ها می توانند جای بسیاری از این سریال های آبدوغ خیاری را بگیرند. این کتاب هم ارزش وقت گذاشتن را دارد با توجه به اینکه شما را با اساطیر هندی هم آشنا می کند.

مثلا پاسخ یکی از معماها که شاهزاده خانم می دهد خیلی جالب هست:

هر چند ناتوانان دستِ اتفاق یکدیگر را دهند، بر توانایان برتری نخواهند یافت؛ زیرا مور مور است و پیل پیل. اما نیرومندی زورمندان نقطه ضعفی هم دارد. اگر پیلان بر ضعف خویش واقف بودند و پای خود را از آسیب موران در امان می داشتند، می توانستند انسان را همچنان به سخره گیرند تا بدانجا که حتی یک پیل بر تمام موران جهان سروری می توانست یافت.

اگر مقداری تخصصی صحبت کنم البته اگر بتوانم راوی داستان دانای کل بود و گوینده مطالب هم به طیبایی از هم تفکیک شده بود و آدم راحت شخصیت ها را از هم باز می شناخت. البته داستان شخصیت های چندانی هم نداشت.

داستان داستان کوتاهی بود و نمی شود در مورد شخصیت افراد زیاد صحبت کرد چرا که داستان تمرکزش بیشتر بر روی معماها بود. و به نظرم خوب از کار در آمده بود.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۵
John Keating

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی