در ستایش فراغت



کتاب اولی که از راسل خواندم، تکامل فلسفی من بود. خیلی ثقیل و دشوار بود و بعد از 60 صفحه عطاش را لقاش بخشیدم و گفتم ان شا الله بعداً.

این مقاله را خیلی وقت بود دوست داشتم بخوانم اولین دلیلش عنوان جالبش بود که من را تحریک می کرد. بالاخره در حدود 30 دقیقه طول کشید که بخوانم و واقعا لذت بردم. مطالب را به زیبایی بیان کرده بود و آدم را به تفکر وا می داشت.

به عنوان مثال مسئله ای را مطرح می کرد با این عنوان که یک کارخانه با 100 نیرو که 8 ساعت کار می کنند 1000 تا تولید دارد بعد از تجهیز کارخانه به وسایل تولید به 2000 می رسد بعد بازار جواب نمیده و کارخانه مجبور می شود تعدیل نیرو کند البته قبل از تعدیل نیرو 2 راه پیش رو دارد: یک اینکه به کارگر ها بگه کم تولید کنند که عقلانی نیست و یا اینکه ساعت کار را به 4 ساعت تقلیل بدهد.

حالا کدام بهتره؟

بعد یک مطلبی را می گفت در مورد فراغت، که جالب بود.

در سابق دو گروه وجود داشت: گروه قلیلی که از فراغت کامل بهره داشت و گروه کثیری که کار می کرد. گروه فارغ از کار از مزایایی بهره مند بود که از لحاظ عدالت اجتماعی پایه و اساسی نداشت، همین امر ناگزیر این طبقه را به جانب ستم سوق می داد، همدردی و همفکریش را محدود کرد و موجب شد تئوری هایی در توجیه حقانیت این مزایا وضع کنند. این حقایق، سخت از ارزش و قدر آن کاست، اما علیرغم این نقایص، تقریبا همه ی آنچه ما تمدنش می نامیم مدیون وجود همین طبقه است، هم او  بود که هنر را پرورد و علوم را کشف کرد، کتاب ها نوشت و فلسفه ها ابداع کرد و مناسبات اجتماعی را تهذیب نمود. حتی آزادی طبقه ستمکش نیز همیشه از بالا عنوان شده است. بدون وجود طبقه ی فارغ از کار، بشر هرگز نمی توانست از توحش ببرد و به تمدن گراید.

کلا مقاله جالبی بود و ارزش خواندن داشت و الان خودم دارم فکر می کنم چطور می توانم به حرف هاش جامه عمل بپوشانم چون که در حال حاضر من خودم فقط جمعه سر کار نمی روم ان هم به علت تعطیلی کار هست.

البته یک دلیل رو آوردن انسان به کار، فرار از فکر کردن به مشکلات است.

John Keating لایک ۰

نظرات  (۱)

www.rahatchat.com
جالبه

به چت روم منم سر بزن
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
گفتگوی آزاد با ژان پیاژه
اداراکات اعتباری علامه طباطبایی و فلسفه فرهنگ
گفتار هایی در فلسفه و فلسفه تربیت
چهل نامه برای همسرم
هاروارد مک دونالد
کلود ولگرد
فریاد روز ها
بازگشت از شوروی
نوشتن
جاناتان مرغ دریایی
آرشیو مطالب
آبان ۱۳۹۷ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
پیوند ها
عیدانه
بیولوژَک
چوگویک
صالحه +
دارالمجانین
‌پنجره می‌چکد
Inside Monster
تراکم اندیشه‌ها
مرز های مشترک
دختری از نسل حوا
در دیار نیلگون خواب
روزهای رنگی ارکیده
نیمه سیب سقراطی
کمی تا قسمتی بنفش
گوشه – از گوشه‌ و کنار
رنگی رنگی - زندگی شاد
من از آن روز که در بند توام آزادم
گردالی - ماجراجویی های روزانه -
دفترچه شخصی سید محمد امین هاشمی
سِرِه
چارلی!
کاکتوس
کافه کافکا
سخن‌سرا
رادیو بلاگیها
Neo's Text
یه خورده من
فیشــــــنگار
تانزانیای خالی
خرمالوی سیاه
بیمارستان دریایی
روزنوشت های دکتر
آشتی با دیونیسوس
دو کلمه حرف حساب
رویا های کنسرو شده
بازتابِ نفسِ صبحدمان
درباره عواطف یک نقاش
حرفهایی از جنس دیوانگی
بلاستوسیستی در حال تکوین
قلم بافی های یک نیکولای آبی
از یادداشت های خانم پاپن هایم
در گلوی من ابر کوچکی ست ...
در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!
پلاکت
یک آشنا
دلشــرم
شباهنگ
باوند بهپور
در انتظار گودو
یک لیوان چای داغ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان