انجمن ادبی مردگان

پربیننده ترین مطالب

پیوندها




انگلس به مارکس نوشت: «هورا! امروز تجارت نرم خویانه به پایان به سر رسید و من حالا مردی آزادم.»

این جمله را انگلس چه زمانی می نویسد، زمانی که رابطش را با شرکت نساجی خانوادگی قطع و خودش را وقف جنبش سوسیالیستی می کند.

جالب که میگه تجارت نرم خویانه، این به چه معنی هست؟ به این معنی که در آن روزگار تجارت یک امر صلح طلبانه بوده و مردن با پرداختن به آن از انجام بسیاری از کار ها پلید دوری می کردند و همین امر موجب سلامت جامعه می شد.

در اصل کتاب همین مسئله را می خواهد با یک روند تاریخی نشان بدهد حتی در زیر عنوان کتاب عنوان چنین قصدی مشهوده: استدلال ها سیاسی به طرفداری از سرمایه داری پیش از اوج گیری.

کتاب از گفته های افراد زیادی که نام اشناترین آنها عبارتند از: منتسکیو، سر جیمز استورات، جان لاک و آدم اسمیت استفاده می کند و استدلال های انها را در همین رابطه بیان می کند.

البته افراد ناآشنا هم حرف های خوبی برای گفتن دارند:

دکتر جانسون: «برای به کار گماردن آدمی کمتر راهی است که از پول درآوردن بی ضررتر باشد.»

ژاک ساواری: «مشیت الهی اراده نکرده است همه آنچه برای حیات حاجت است در یک جامعه یافت شود، بلکه موهبت هایش را پراکنده کرده است تا آدمیان با همدیگر داد و ستد کنند چندان که نیاز متقابلی که می باید به مدد یکدیگر مرتفع سازند، پیوند مودت میانشان برقرار سازد. این مبادله بی وقفه هر چه وسایل آسایش زندگی است تجارت را پی می ریزد و این تجارت مسبب نرم خویی زندگی برای هر دو طرف می شود.»

منتسکیو در فصل اول از دفتر بیستم روح القوانین که در باب موضوعات اقتصادی است می گوید: «تقریبا قاعده ای عام است که هر جا آدمی نرم خوست تجارت برقرار است و هر جا تجارت برقرار است آدمی نرم خوست.»

کتاب حجم کمی دارد و ارجاعات کتاب هم بسیار زیاد هست یعنی اگر کسی به زبان های انگلیسی و فرانسه مسلط باشد می تواند از کتاب شناسی این کتاب برای درک عمیق تر مطالب استفاده کند. ترجمه کتاب هم ترجمه خوبی هست البته برخی از جاها نیاز به دقت و توجه به مطالب قبل برای درک دارد بدین معنی که درک کلیات کتاب امری ضروری هست.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۷ ، ۲۰:۲۴
John Keating





کتاب تعلیم و تربیت اسلامی نوشته آقای دکتر خسرو باقری یکی نام آشناترین کتاب ها در حوزه تربیت اسلامی است و به نظر خودم بهترین کتاب برای آشنایی نظری با تربیت هست. در ضمن آقای خسرو باقری نسبت به دیگر اساتید این حوزه شناخته شده تره و من فایل صوتی و تصویری مفیدی را از ایشان دیدم و شنیدم و جای خالی اساتید تخصصی این حوزه در رسانه های گروهی احساس که به نظرم یکی از علل کمرنگ این اساتید این هست که بیشتر درگیر مباحث دانشگاهی هستند و چندان ارتباطی با جامعه ندارند در حالی شخصی مثل استاد باقری علاوه بر پرداخت به مباحث نظری، جامعه را هم از یاد نبرده است.

در مجموع کتاب پنج بخش دارد:

توصیف انسان در قرآن، مفهوم شناسی در باب تربیت، اهداف تربیتی، مبانی، اصول و روشهای تربیتی

بخش اول کتاب از انسان شناسی شروع می شود که به تحلیل انسان می پردازد و قصد دارد با وصل کردن اجزا انسان، یک تصویر کلی ارائه بدهد. در این بخش مفاهیمی مثل قلب، روح و ... شرح داده و با استناد به آیات و روایات مفاهیم تبیین می شود.

در بخش دوم مفهوم شناسی واژه تربیت از نظر ریشه مورد بررسی قرار می گیرد و تعریفی حقیقی تربیت که همان آشنایی، اتنخاب و عمل در پرتو ربوبیت خداوند است توضیح داده می شود.

بخش سوم هم اهداف تربیت از جمله هدف غایی و اهداف واسطه ای بیان می شود. در مورد اهداف در اسلام واقعا نمی شود یک هدف غایی را برای دانش آموز تشریح کرد به این معنی به احتمالاً دانش آموز ها درک درستی پیدا نخواهند. به عبارتی هدف غایی تربیت اسلامی قرب الی الله است این مفهوم را چطور می شود به دانش آموز توضیح داد چه موقع می شود گفت تو به این هدف رسیدی؟ البته ما اهداف واسطه ای هم داریم که آنها پله هایی برای رسیدن به هدف غایی هستند اما در کل این هدف که هدف نهایی ماست برای دانش آموز قابل درک نخواهد بود. به عبارت دیگر بسیاری از اهداف در اسلام عینی نشده و دانش آموزان واقعا سردرگم هست و نمی داند که سیستم از آنها چی می خواهد.

در مبانی و اصول و روش که به هم مرتبط هستند کارِ خیلی خوبی صورت گرفته چراکه استاد وقتی یک مبنا را می آورد اصول و روش آن را هم در ادامه میارد و این مسئله کمک خیلی زیادی به درک مفهوم می کند. نکته مهم هم اینکه در قرآن به این ترتیب بالا مبانی و اصول و روش ذکر نشده ولی استاد از طریق روش استنباطی این کار را انجام داده.

به نظرم برای آشنایی نظری کتاب مناسبی هست نسبت به سایر کتاب های موجود در بازار مثل کتاب فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی.

البته کتاب نقاط ضعفی هم دارد که آقای امیر غنوی در فایل صوتی بنام نقدی بر کتاب تعلیم و تربیت اسلامی نکاتی را ذکر کردند. از جمله اینکه انسان شناسی تنها بعد برای بررسی تربیت نیست بلکه ابعاد دیگری همچون هستی شناسی هم موجود است و امکان کار بر روی آنها بود و اینکه در امر تربیت که مربی و متربی توامان نقش دارند به نقش مربی توجهی نشده چرا که تربیت به معنی فراهم کردن زمینه برای شکوفا شدن استعداد های کودک هست که این هم از جمله وظایف اصلی مربی می باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۷ ، ۲۳:۰۶
John Keating




چه کسی خواهد دید

مردنم را بی تو؟

بی تو مردم ، مردم

گاه می اندیشم

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟

آن زمان که خبر مرگ مرا

از کسی می شنوی ، روی تو را

کاشکی می دیدم

شانه بالازدنت را

بی قید

و تکان دادن دستت که

مهم نیست زیاد

و تکان دادن سر را که

عجب!‌ عاقبت مرد؟

افسوس

کاشکی می دیدم

من به خود می گویم:

" چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد؟ "

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۷ ، ۲۳:۳۷
John Keating




کتاب خواندنی بود واقعا یک نفس می­شد خواندش. بالاخره نویسندش نجف دریابندری هست که خودش در زمینه نوشتن و ترجمه حرف­های زیادی برای گفتن دارد و کار­های قابل توجهی را ترجمه کرده.

کلا برای خودم در بین تمام مقالات، ملاقات آقای دریابندری با برتراند راسل خیلی جذاب بود و واقعا دوست داشتنی.

کتاب از دو بخش تشکیل شده بخش اول مقالات است و بخش دوم انتقادات.

بخش اول بدون هیچ پیش نیازی قابل خوانش و درک است ولی بخش دوم بهتر است که ابتدا پیش نیاز­ها گذارنده بشود تا درک بهتری بدست بیاد یعنی وقتی آقای نجف دریابندری در مورد قیصر صحبت می­کند بهتر است که فیلم را دیده باشی البته من که فیلم را ندیده بودم با شرح آقای دریابندری چنان به فیلم واقف شدم که حتی شاید بهتر از دیدن فیلم بتوانم در مورد آن صحبت کنم. در بین مقالات ایشان، مقاله­ی "تفکراتی بعد از سفر پاکستان" هم جالب و قابل توجه بود.

در بخش دوم ایشان، در مورد نمایشنامه و تئاتر و داستان­های ایرانی صحبت و نقد دارند که به پای قسمت اول یعنی مقالات ایشان نمی­رسد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۷ ، ۱۹:۱۰
John Keating




کتابی بود که تقریبا هیچی ازش نفهمیدم البته اسم جالبی داشت که همین مسئله موجب جلب توجه من برای خوانش کتاب شده بود. اصولا نمی­شود در مورد کتاب­های ترجمه­ای چندان قضاوت درستی کرد چراکه آدم نمی­داند که مشکل از مولف هست یا مترجم؟

متن طوری بود که آدم به سختی می توانست چند صفحه پشت سر هم بخواند و شاید برخی از مطالب هم چندان مناسب خواننده­ای ایرانی نبود و یا اینکه هنوز با این مسئله و نگاه دست به گریبان نشده.

اسطوره سوپرمن . تصادف و توطئه . توماس قدیس و بازاندیشی مذهب کاتولیک . زبان، قدرت و خشونت . فاشیسم ابدی . نابردباری و تعاریف آن . برج­های تنهایی

این عناوین بالا هم مقالات کتاب را تشکیل می­دهند و برای من چیز زیادی نداشتند متاسفانه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۷ ، ۱۹:۰۸
John Keating




«مایا» رویا نیست، اما در خصلت توهم­آمیز بودن رویا دخیل است، چون چیزی­ست مربوط به آینده، و بنابراین مربوط به «زمان»؛ حالا «زمان» به تمام غیر­واقعی­ست...

از متن کتاب

سبک نویسندگی الیاده در ادبیات را، «خیال­نویسی»، «شگرف­نویسی» و «غرایب­نویسی» نامیده­اند. در آثار ادبی او مفاهیمی چون مکان و زمان مقدس، زمان چرخه­ای، و بازگشت ادبی فراوان به چشم می­خورد. او جهان هرروزه را به مکانی درک­ناپذیر و دور از فهم بدل می­کند، جایی میان عالم خاکی و عالم ماورا که در آن، جنبه ماورایی از هر گوشه­ای سروکله­اش پیدا می­شود.

پشت جلد کتاب

حقیقتش مدتی طول کشید تا کتاب را بخوانم. اصلا عادت به خواندن این نوع داستان­ها نداشتم ولی بالاخره تمام شد(با وجود تعداد کم صفحات).

اگر آدم نداند که الیاده چطور داستان نویسی هست هرگز فکر نمی کند که داستان بر پایه عقاید و اندیشه­های اقوام هست مثل تناسخ که بیشتر در اندیشه هندیان به چشم می­خورد و من هم در ذهنم این نام با هندی­ها گره خورده است. قابل توجه اینکه در صورت عدم آگاهی از اندیشه نویسنده، داستان نوع تخیلی دارد.

 به هر صورت داستان روال بدی ندارد و پیش میره و آدم منتظر یک اتفاق برای پایان داستان و پایان کار نقش اول هست که یک دفعه شما می­فهمید که داستان بر پایه همان اندیشه اعتقادی شکل گرفته.

نکته­ای که شاید آدم را خسته کند گفتگو­های داستان است که بخش غالب داستان را در بر می­گیرد و همینطور الیاده در بخشی از داستان هم به برخی از اسطوره­ها و اندیشه­ها اشاره می­کند که جالب است و می­تواند حس کنجکاوی آدم را تحریک کند. البته اطلاع نداشتن از اسطوره شناسی، چندان مهم نیست و در درک داستان خللی ایجاد نمی­کند.

در مجموع بد نیست برای کسی که کتابی از الیاده نخوانده این کتاب را بخوانه تا بداند با چه کسی طرفه.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۷ ، ۱۹:۰۶
John Keating




دو تا مستند در مورد استاد لطفی دیدم که از دیدن هر دو لذت بردم کلا استاد لطفی شخصیت دوست داشتنی هستند. به قول استاد علیزاده به سر منزل مقصود در موسیقی رسیده بودند و سر و کارشان با عشق بود.

یکی از مستند ها لطفی چهار فصل و دیگری تار هم دیگر لطفی ندارد بود. هر دو تا مصاحبه هایی با دوستان استاد لطفی داشتند و آنها هم در مورد شخصیت و منش استاد بیاناتی داشتند. استاد لطفی خودش تنها یکبار به تلویزیون آمد و آن هم در شبکه دو بود ولی در رادیو دو برنامه به نام های تاریخ موسیقی ایران و شناخت دستگاه های موسیقی ایرانی را داشتند که بسیار شنیدنی و آموختنی هستند.

استاد لطفی در بسیاری از مسائل اجتماعی هم حضوری پر رنگ داشتند قبل از انقلاب که آثاری با احسان طبری داشتند که در پس صدای احسان طبری ایشان تار می نواختند به نام در میان ریگ ها و الماس ها و پس از انقلاب هم به ساخت آثار پرداختند و در حوزه های مدیریتی هم ریاست دانشکده هنر را به عهده داشتند.

نکته جالبی که بود آقای کامکار می گفت استاد لطفی در اثر جریاناتی به آمریکا رفتند و در ابتدای حضور بسیار دلتنگی می کردند ولی پس  از مدتی می گفتند چطور می شود بیشتر در اینجا ماند. این مسئله برای خودم جالب بود چرا که واقعا چه اتفاقی می افتند که فردی هم چون استاد لطفی جلای وطن می کند؟ آن هم با این عشق نسبت به ایران و فرهنگ ایرانی.

البته جای بسی شکر است که استاد لطفی دور از وطن هم کار های فوق العاده ای در موسیقی ایرانی ارائه دادند.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۷ ، ۲۳:۰۵
John Keating





در این اوضاع و احوال که کشور های غربی هم بیدار شدند و متوجه وضع وخیم خودشان در رابطه با نظام سرمایه داری و تضاد طبقاتی شدند، دیدن مستند دکترین شوک از نائومی کلاین خالی از لطف نیست.

مستندی که تاریخ عملی شدن اندیشه های نئولیبرالیسیتی را نشان می دهد و میگه که چطور این نظام اندیشه در کشور ها حکمفرما شدند.

در کنار دیدن این مستند، گوش کردن درسگفتار حسام سلامت در مورد نئولیبرالیسم هم بسیار عالی هست. با دیدن این فایل ها فرد مولفه های نئولیبرالیسم را به طور ملموس درک می کند و می فهمد که این مولفه ها به چه نحوی جامعه را به یک درصد و 99 درصد تقسیم می کنند و هر روز جامعه تبدیل به بازار می شود و تمام حوزه ها از جمله بهداشت و آموزش به بازار تبدیل شدند و کمتر اخلاقیات مد نظر قرار می گیرد. به نظر میاد خود کشور های غربی که مبدع این نظم جهانی هستند به پوچ بودن این اندیشه پی بردند ولی جرأت ابراز این مهم را ندارند. فقط باید امیدوار بود که تجربه این کشور ها توسط کشور های جهان سوم تکرار نشود که البته در بسیاری از همین کشور ها این مولفه ها در حال عملی شدن است.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۷ ، ۲۲:۴۶
John Keating



الان چند وقته کتاب های تخصصی را کمرنگ کردم و سراغ رشته های دیگر رفتم چون به نظرم مطالعه کتاب های تخصصی مانع از وسعت دیدم می شود و حتی کمک شایانی هم بهم نمی کند چون که رشتم طوری هست که با با انسان ها برخورد داشت و با آنها در ارتباط بود و به فعالیت پرداخت. به همین جهت رشته های مثل روانشناسی خیلی کمک می کند.

مطالعه مستقیم کتاب های این اساتد هم خیلی سخته من یکی از کتاب های فروید به نام تمدن و ملالت های آن را خواندم دیدم که هیچی به درستی نفهمیدم به همین جهت به مطالعه گفتگو های آنها پرداختم البته این کار را با پیاژه شروع کردم نظراتش که جالب بود بیشتر در مورد کارکرد فلسفه که می گفت فلسفه توانایی حل مسائل را ندارد.

بعد خیلی جالب بود که پیاژه هیچ تعطیلاتی برای خودش قائل نبود بلکه کار خودش را تفریح می دانست رسیدن به این نقطه خیلی ارزشمنده که آدم واقعا از کارش لذت ببره و کیف کند و همیشه به دنبال رسیدن به هدفش باشد اینطوری که به نظرم زندگی معنا پیدا می کند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۷ ، ۲۳:۴۱
John Keating




این کتاب ره به طور اتفاقی از کتابخانه گرفتم. فکر نمی کردم اینقدر خوب و روان باشد. اسم استاد علی اصغر مصلح را شنیده بودم و لی متاسفانه اثری از ایشان نخوانده بودم.

موضوع اداراکات علامه طباطبایی هم موضوع جالبی بود که ادارکات را به پیش از اجتماع و پس از اجتماع تقسیم می کرد و ادراکات پس از اجتماع را موضوع شکل دهنده فرهنگ می دانست.

نکته جالبی که استاد مصلح بر آن تاکید داشتند نشان دادن برتری افق فکر علامه نسبت به سایر اندیشمندان بود و اینکه ایشان به وجود اینکه ارتباط و آشنایی چندانی با متفکران غربی نداشتند ولی در مسیری موازی با آنها طی مسیر می کردند. در طرف دیگر هم استاد مطهری بودند که با علامه به اختلاف خوردند و برخی از کار های علامه را به جهت عدم توجه به فلاسفه اسلامی پیشین مورد انتقاد قرار داده بودند.

شکل و قالب کتاب هم بسیار جالب بود. برخی از جا ها را خط قرمز، نقطه چین قرمز و رفرنس دهی خیلی عالی هم چون یک مقاله علم-پژوهشی داده بود.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۷ ، ۲۳:۲۴
John Keating